حسن حسن زاده آملى

314

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

روحانى باز مانده اند و بتعبير قرآن كريم ذلك مبلغهم من العلم ولى نفوس قويه كسانى هستند كه حق تعالى درباره آنها فرمود : رجال لاتلهيهم تجارة ولابيع عن ذكر الله . گام بره چون زنى كه در پى كامى پاى تو چوبين و راه چپچله باشد روح كه قدسى نگشت و نفس كه ناطق روح بخارى و نفس سائله باشد ( متأله سبزوارى ) سعه وجودى و حيطه اقتدار ارواح عامى بسيار اندك است و چندان ضعفشان قوت دارد كه شكار هواى نفس ميگردند . در فصوص گذشته دانستى كه نفس ناطقه به مثل چون درختى است كه قواى ظاهر و باطن شاخه هاى وى و هم همه اعمال و خدمه و شبكه صيد اويند . ارواح مردم عام چون ضعيفند اشتغال ببعضى از اين قوى آنها را از توجه بقواى ديگر باز ميدارد لذا همين كه به باطن روى آوردند از نظر ظاهر باز ميمانند و يا چون به ظاهر روى آورند از توجه به باطن ميمانند . و هرگاه اندك التفاتى بيكى از مشاعر ظاهرى كنند از ديگر مشاعر و ادراكات آنها باز ميمانند و همچنين هرگاه به يكى از قواى باطن فرو روند از قواى ديگر غافل ميشوند . لذا بدين از شنيدن ، و به بيم از شهوت ، و به شهوت از غضب ، و بفكر از ذكر ، و به تذكر از تفكر باز ميمانند . ولى روح قدسى را شأنى از شأنى باز نميدارد كه مظهر اسم شريف يا من لايشغله شأن عن شأن گرديده است . نه توجه به باطن او را از ظاهر باز ميدارد و نه نظر به ظاهر از باطن چه از ملك تا ملكوتش حجاب نبود . در ركوعش با اينكه مستغرق درياى نور حضور و اقبال است و فانى در عظمت و جلال الهى است بسائل خاتم بخشد و عطايش حجاب لقايش نشود كه در عطايش عين لقايش است . إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ